X
تبلیغات
سایت اسلام آبادغرب پرس، اخباراسلام آبادغرب ،دالاهو،استان کرمانشاه وکشوررابه اطلاع همشهریان وبینندگان عزیزخودمی رساندیاری شمادراین عرصه مایه دلگرمی ماست.منتظرارسال اخباروتحلیل های شما عزیزان هستیم

سایت اسلام آبادپرس - از محمود کبیر تا احمدی نژادی که پیامبر نبود!
وبلاگicon

سایت اسلام آبادپرس

 
تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391

تصاویر تاسف بار از زنان معتاد


اسلام آبادپرس:اعتیاد به مواد مخدر بلای خانمانسوزی است که کیان خانواده و جامعه را مورد تهدید قرار داده و عدم برخورد به موقع و اثربخش با این پدیده نابهنجار اجتماعی ، ضمن کاستن از قبح این ناهنجاری اجتماعی موجبات نا امنی و مزاحمت برای شهروندان را فراهم کرده است.


























جواني سابقه‌دار بعد از آنكه دختر جواني را به عنوان مسافر سوار خودرواش كرد در خيابان وي را مورد تعرض قرار داد.

اسلام آبادپرس:دختر 26ساله‌اي نخستين روز خرداد با مراجعه به دفتر سرپرست دادسراي جنايي تهران اعلام كرد توسط مردي مسافربر مورد آزار جنسي و همچنين تهديد و ضرب و جرح قرار گرفته است. بعد از طرح اين شكايت كارآگاهان اداره 16 پليس آگاهي موظف شدند با انجام تحقيقات ويژه مرد متجاوز را شناسايي و دستگير كنند. آنان ابتدا به پرس‌وجو از دختر جوان پرداختند.

 او كه به شدت دچار ترس و وحشت شده بود، در اظهارات خود به كارآگاهان گفت: «طبق روال هر روز، ساعت هشت صبح روز 31 ارديبهشت براي رفتن به محل كار خود واقع در خيابان فاطمي از منزل خارج و حدود ساعت 8:20 در نزديكي ميدان هفتم تير سوار يك خودرو مسافربر شدم كه پژو 405 نقره‌اي يا روآ بود. هنوز دقايق زيادي از زمان سوار شدن من به ماشين نگذشته بود كه ناگهان راننده با تغيير مسير از خيابان اصلي خارج شد و به داخل كوچه‌اي خلوت رفت. وقتي به او اعتراض كردم با كشيدن وسيله‌اي برنده و قدرت‌نمايي و حمله به سمت من، گلويم را گرفت و دستانش را روي دهانم گذاشت تا نتوانم فرياد بكشم. در همين شرايط و در حالي‌كه از شدت ترس به او التماس مي‌كردم اجازه بدهد پياده شوم، به من تعرض و پس از گذشت حدود 20 دقيقه مرا به بيرون از ماشين پرتاب كرد و به سرعت از محل دور شد.»

شاكي در پاسخ به اين سوال كارآگاهان كه آيا مي‌تواند چهره راننده را شناسايي كند، گفت: «چهره دقيق راننده را به ياد دارم و مطمئن هستم چشمانش سبز بود.» كارآگاهان با به دست آوردن اين سرنخ به بررسي پرونده مجرمان سابقه‌داري پرداختند كه چشماني سبز دارند. در اين بين يكي از اين متهمان را كه جواني 24ساله به نام «افشين» است شناسايي كردند و عكس او را به دختر بزه‌ديده نشان دادند وي نيز اين جوان را به عنوان عامل تجاوز شناخت.

در ادامه معلوم شد افشين پيش از اين نيز بارها به اتهام ارتكاب جرايم مختلف دستگير شده است. بررسي سوابق متهم نشان داد آخرين سابقه دستگيري او مربوط به اوايل سال‌جاري است كه به اتهام ايجاد مزاحمت براي بانوان و سرقت مقرون به آزار روانه زندان شده بود.

نخستين سابقه كيفري اين متهم در سال 87 زماني كه او 20 سال بيشتر نداشت به ثبت رسيده و وي آن زمان به اتهام آدم‌ربايي و تجاوز به عنف دستگير شده بود. افشين پس از آن در سال 89 به اتهام حمل و نگهداري ماده مخدر شيشه روانه زندان شد و جعل اوراق شناسايي و سرقت داخل خودرو سال گذشته بار ديگر وي را راهي حبس كرد. او در همان سال به عمل منافي ‌عفت همراه با آزار و اذيت نيز متهم شده بود. كارآگاهان با توجه به شناسايي دقيق هويت متهم با بهره‌گيري از اطلاعات موجود در پرونده وي موفق به شناسايي محل سكونت او در محدوده ميدان شهداي هفتم تير شدند و پس از اطمينان از حضور متهم در مخفيگاهش وي را ساعت 10 صبح روز هشتم ماه جاري دستگير و به پليس آگاهي منتقل كردند.

افشين در اظهارات اوليه منكر آزار و اذيت دختر جوان شد و ادعا كرد او را به عنوان مسافر سوار خودرو كرده بود. او در اين مرحله از بازجويي‌ها گفت: «هدف من از صحبت كردن با اين دختر آشنايي و دوست شدن با وي بود و ظاهرا در اولين برخورد و صحبت، برداشت اشتباهي صورت گرفت و بعد از اينكه احساس كردم او ناراحت شده، بلافاصله توقف كردم و او نيز در ماشين را باز كرد و از خودرو پياده شد و به هيچ عنوان آن‌گونه كه او عنوان كرده‌ است آزار و اذيتي انجام نشد و من هم اين قصد را نداشتم.»

كارآگاهان با توجه به اطلاعات دقيقي كه از شيوه و شگرد متهم درخصوص آزار و اذيت و تعرض به اشخاص داشتند مطمئن بودند متهم تلاش مي‌كند واقعيت را انكار كند به همين دليل متهم و شاكي را با هم رودررو كردند. دختر جوان در زمان مواجهه حضوري در حالي‌كه با ديدن دوباره افشين دچار وحشت شده بود و به شدت گريه مي‌كرد، بار ديگر به تشريح وقايع روز حادثه و جزييات آن پرداخت و به متهم گفت: «آن روز من به تو التماس نكردم كه كاري با من نداشته باشي؟ من از تو خواهش نمي‌كردم با آينده و سرنوشت من بازي نكني؟ تو مرا تهديد به مرگ نكردي؟»

متهم در اين هنگام با سكوت و تكان دادن سر خود، صحبت‌هاي شاكي را تاييد و سپس در حالي‌كه چاره‌اي جز اعتراف و بيان حقيقت نداشت، ضمن اقرار به تجاوز به دختر جوان به كارآگاهان گفت: «چون با خانواده‌ام مشكل داشتم و با آنها درگير بودم شب قبل از روز حادثه، مواد مصرف كرده و كمي هم مشروب خورده بودم. روز حادثه در حال خودم نبودم. وقتي شاكي سوار ماشين شد، در يك لحظه داخل كوچه‌اي خلوت پيچيدم و با تهديد به مرگ به وي تعرض كردم.»

سرهنگ عباسعلي محمديان، رييس پليس آگاهي تهران با تاييد اين خبر گفت: «با توجه به اعتراف صريح متهم، قرار بازداشت موقت از سوي بازپرس صادر و متهم براي انجام تحقيقات تكميلي و شناسايي ديگر شكات پرونده در اختيار پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفته است بنابراين از ساير شكات احتمالي كه به اين شيوه مورد آزار و اذيت و... قرار گرفته‌اند دعوت مي‌شود تا براي شناسايي متهم به اداره شانزدهم پليس آگاهي واقع در خيابان وحدت اسلامي مراجعه كنند و اطمينان داشته باشند اظهارات آنها درخصوص اين موضوعات، كاملا محرمانه محسوب مي‌شود.»

بحرین‌ها پس از مرگ ولی‌عهد عربستان پیام‌های شادی در اینترنت منتشر می‌کنند و این در حالی است که دولت منامه سه روز اعزای عمومی اعلام کرده است.
 
اسلام آبادپرس:همزمان با مرگ نایف بن عبدالعزیز ولی‌عهد عربستان موجی از شادی در میان مردم بحرین آغاز شده است این در حالی است که دولت منامه سه روز اعزای عمومی اعلام کرده است.

بحرینی‌ها در صفحات فیس بوک و توئیتر خود با تبریک این خبر، تصاویر شهدای انقلاب این کشور را که توسط نیروهای سعودی شهید شده اند را منتشر کردند.

بحرینی‌ها از زبان شاهزاده خلیفه بن سلمان آل خلیفه نخست وزیر این کشور و دوست صمیمی نایف مطالب طنزی نوشته‌اند که وی باید پس از 41 سال نخست وزیری آماده خداحافظی از قدرت شود.

شاهزاده نایف بن عبدالعزیز به شدت مخالف هرگونه راه حل سیاسی درباره بحرین بود.

نایف با اعزام نیروی نظامی به بحرین و اشغال این کشور به شدت در افکار عمومی این کشور منفور است.

مردم بحرین نایف را رأس هرم فتنه علیه انقلاب ملت بحرین می‌دانند که با اعزام نیروهای اشغالگر موسوم به سپر جزیره این کشور را اشغال کرد.

چه کسانی در صف پادشاهی هستند؟/ درخت خاندان سعودی+اینفوگرافیک


اسلام آبادپرس:نزاع بر سر قدرت میان شاهزادگان سعودی به عنوان مسئله‌ای دیرینه در خاندان پادشاهی، همواره حاکمیت را با چالش مواجه کرده است.  دلیل این امر منشور عبدالعزیز است.ملک عبدالعزیز، اولین پادشاه عربستان منشوری دارد که به نام منشور عبدالعزیز معروف است. در این منشور آمده است: "تا زمانی که پسران من زنده‌اند، قدرت به نوه‌هایم نخواهد رسید." از این حیث برخلاف نظام‌های سلطنتی دیگر که قدرت از پدر به پسر می‌رسد، در خاندان سعودی، قدرت به برادران پادشاه انتقال می‌یابد. یکی از عواقب ادامۀ این مکانیزم بالا رفتن سن پادشاهان سعودی در هنگام سلطنت است، به گونه‌ای که بسیاری از آنان به مرز هشتاد سالگی رسیده‌اند و به دلیل بیماری و کهولت سن با تعیین مشاور عملاٌ از صحنۀ اجرایی کشور خارج می شوند.

مرگ سلطان بن عبدالعزیر، ولیعهد ملک عبدالله، در سال گذشته هرچند چالش عمده ای را برای جایگزین کردن ولیعهد به وجود نیاورد، چرا که نایف از مدتها قبل به عنوان ولیعهد آینده در نظر گرفته می شد، اما نایف نیز در مرز 80 سالگی قرار دارد و از کهولت و بیماری رنج می برد. گفته می شود نایف نیز به تازگی سکته کرده و برخی از منابع از ابتلای وی به سرطان خون خبر داده اند. او که به تازگی بار دیگر برای درمان به سوئیس رفته، هم اکنون در استراحت به سر می برد. حال ملک عبدالله نیز چندان مساعد نیست. چند روزی است که رسانه ها از وخامت حال عبدالعزیز خبر داده اند. از این رو هر یک از شاهزاده‌های نسل ملک عبدالله به فکر جانشین کردن پسران خود افتاده‌اند. شاهزاده یا پادشاهی که بتواند پسرش را به عنوان جانشین آینده سلطنت تعیین کند، به پیروزی خواهد رسید.

از طرفی یکی از دلایل پیچیده شدن اوضاع، شکل گرفتن اصطلاحی نظیر برادران تنی و ناتنی است و همین مسئله سرچشمه بسیاری از اختلافات درون خانوادگی است. نایف، آخرین شاهزاده از نسل فرزندان عبدالعزیز است که توان و مشروعیت ادارۀ کشور را دارد. در صورتی که نایف نیز طی ماههای آینده قبل از مرگش بخواهد جانشینی برای خود تعیین کند، بدون شک سایر شاهزاده های هم عصر او اجازه نخواهند داد که او فرزند خود، محمد را به ولیعهدی برگزیند. اینکه سلطنت در خاندان سعودی بالاخره به نسل سوم می رسد یا خیر، مسئله ای که طی ماههای آینده و با مرگ ملک عبدالله و یا نایف مشخص خواهد شد. از آنجایی که مسئله سلطنت در خاندان سعودی می تواند تأثیرات زیادی در معادلات داخلی، منطقه ای و بین المللی عربستان بگذارد، درختی خانوادگی Family Branche در قالب اینفوگرافیک متشکل از مهمترین گزینه ها برای جانشینی پادشاه و ولیعهد فعلی با شرح هر یک از افراد تنظیم شده است، که در ذیل آن را مشاهده می کنید.



برای دیدن تصویر بزرگتر بر روی آن کلیک کنید.


رهبر انقلاب چگونه ماشین‌دار شدند؟

اسلام آبادپرس:برای تأمین خودرو با آقای صادق اسلامی تماس می‌گرفتم و او هم با آقای قدیریان تماس می‌گرفت و آقای قدیریان یا پسرش خودرو را برای من می‌آورد و حدود یک یا دو هفته در اختیار من بود، سپس هنگام ترک تهران آن را یا در توقف‌گاه فرودگاه و یا توقف‌گاه ایستگاه راه‌آهن می‌گذاشتم و کلید آن را زیر یکی از چرخ‌ها قرار می‌دادم. آنگاه به آقای قدیریان اطلاع می‌دادم و او می‌رفت و خودرو را برمی‌داشت… پژو 404 ، چهار در و متعلق به آقای قدیریان بود.»

در دوران مبارزه «رفت و آمدهای زیادی به تهران داشتم و در تهران نیز به لحاظ نیاز به تحرک دائم و سفر از این جا به آنجا نیاز به خودرو شخصی پیدا می‌کردم. برای تأمین خودرو با آقای صادق اسلامی تماس می‌گرفتم و او هم با آقای قدیریان تماس می‌گرفت و آقای قدیریان یا پسرش خودرو را برای من می‌آورد و حدود یک یا دو هفته در اختیار من بود، سپس هنگام ترک تهران آن را یا در توقف‌گاه فرودگاه و یا توقف‌گاه ایستگاه راه‌آهن می‌گذاشتم و کلید آن را زیر یکی از چرخ‌ها قرار می‌دادم. آنگاه به آقای قدیریان اطلاع می‌دادم و او می‌رفت و خودرو را برمی‌داشت… پژو ۴۰۴ ، چهار در و متعلق به آقای قدیریان بود.»

آقای خامنه‌ای در ایرانشهر پرتحرک بود. برای رفت‌وآمد به اطراف شهر و یا تنها فرودگاه منطقه در زاهدان، نیازمند خودرو بود. … چاره را در تماس با احمد قدیریان دید؛ همو که در سفرهایش به تهران، خودرویی در اختیارش می‌گذاشت، تا رفت و آمدش در تهران یا برای سفر به قم راحت باشد. آقای قدیریان، به یاد همان پژو ۴۰۴، این بار دو درش را خرید. تلاش کرد آن را در دفترخانه‌ای به اسم سیدعلی حسینی خامنه‌ای ثبت کند؛ چنانچه مأموران امنیتی پی‌گیر موضوع شدند، آقای خامنه‌ای ادعای مالکیت کرده، بگوید که از آن خودم است و از مشهد به ایرانشهر آورده شده است.
آقای سیدمحمدباقر مهدوی کرمانی، صاحب دفترخانه‌ای در جاده قدیم شمیران، حاضر شد در غیاب آقای خامنه‌ای سند را تنظیم کند. این پژوی سفیدرنگ ساخت ۱۹۷۰م با شماره شهربانی ۵۳۲۸۷ تهران- ج، شماره موتور ۵۵۷۹۴۴۶، به تاریخ بیست‌ویکم اسفند ۱۳۵۶ در دفترخانه شماره ۴۴۲، در قبال سی هزار تومان از محمدکاظم نیک‌نام خریداری شد.

آقای قدیریان سند را در اختیار محمدصادق اسلامی گذاشت تا به مشهد بفرستد. خودرو، راهی ایرانشهر شد. «پس از چندی شخصی نزد من آمد و گفت که شما خامنه‌ای هستی؟ گفتم: بله. گفت: یک ماشین برایت آورده‌ام. و یک پژوی ۴۰۴ به من نشان داد که چهاردر نبود. به او گفتم: این ماشین را آقای قدیریان فرستاده؟ گفت: بله. گفتم: ماشین آقای قدیریان چهاردر بود. گفت: من نمی‌دانم. وظیفه دارم این ماشین را به شما تحویل بدهم. بسیار تمیز و نو بود.»

در طول ماه‌هایی که آقای خامنه‌ای در ایرانشهر و سپس جیرفت بسر برد، این خودرو در اختیارش بود. جاده‌های ناهموار منطقه، هوای گرم و طاقت‌فرسا، و وفور استفاده، از آن خودرو نو، چهارچرخی لکنته ساخت.

پس از پایان تبعید آقای خامنه‌ای، این خودرو به تهران منتقل شد تا تحویل آقای قدیریان شود. خودرو که نیازمند بازسازی بود، توسط آقای قدیریان به تعمیرگاه رفت و با ۱۸ هزار تومان هزینه سر و شکلی دوباره گرفت. آقای خامنه‌ای در راه بازگشت به مشهد بود که دوباره با این خودرو مواجه شد. آنجا بود که شنید از ابتدا به نام او خریداری شده است. پس از انقلاب به دلایل امنیتی نتوانست از آن استفاده کند و به بهای ناچیزی فروخت. خودرو چهار یا پنج دست گشت تا این که به یک روحانی رسید. او نیز به یک بنگاه معاملاتی در خیابان بوذرجمهری فروخت، اما نیازمند سند اولیه‌اش شد. پس از پی‌جویی فهمید که صاحب آن سیدعلی خامنه‌ای، همان رهبر جمهوری اسلامی ایران است. راهی دستگاه رهبری شد. بار دیگر آقای قدیریان پیش افتاد، خودرو را خرید و به آقای خامنه‌ای بازگرداند.

شرح اسم؛ زندگی‌نامه آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای (۱۳۵۷-۱۳۱۸)، صفحه ۵۱۳


مردم پشت سر هاشمی نماز نمی‌خوانند

اسلام آبادپرس:به عقیده من این‌طور نیست که در نظام ما هرکس رییس‌جمهور شد، پس از پایان دوره فعالیتش به عنوان اپوزیسیون شناخته شود، بلکه آنچه موجب این اتفاق می‌شود خود این افراد هستند. عملکرد روسای جمهور، نخست‌وزیر سابق، برخی از روسای مجلس یا دیگر مسوولان قبلی باعث شد تا آنها به ورطه اپوزیسیون شدن بغلتند. نمونه آن مقام معظم رهبری هستند که پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری، توسط خبرگان رهبری به عنوان ولی فقیه انتخاب شدند و بیش از 23 سال است که به بهترین شکل در حال رهبری این کشور و حتی جهان اسلام هستند. این نشان می‌دهد که نظام بنایی برای حذف روسای جمهور از عرصه سیاسی ندارد.


بعد از ایشان آقای هاشمی رییس‌جمهور شد و پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری‌شان به عنوان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد و هنوز هم در این جایگاه قرار دارد. علاوه بر این ایشان در انتخابات مجلس ششم هم انتخاب شد که به دلیل تخلفات انتخاباتی دولت اصلاحات و اعلام شدن نامش به عنوان نفر سی‌ام و مسائلی که پیش آمد از نمایندگی مجلس انصراف داد. بعد از آن هم در انتخابات مجلس خبرگان در حوزه تهران شرکت کرد و انتخاب شد و پس از درگذشت آیت‌الله مشکینی به ریاست مجلس خبرگان رهبری رسید. پس نظام بنا نداشت ایشان را اپوزیسیون کند. اما آقای هاشمی در انتخابات سال 88 تکیه‌گاه فتنه شد. برخی اعضای خانواده‌اش نیز در این ماجرا حضور داشتند. ماجرای نامه سرگشاده به رهبری که منشا آن فتنه شد را از یاد نمی‌بریم. به همین دلیل هم مردم ایشان را از امامت جمعه حذف کردند. یعنی نظام تریبون نماز جمعه را از ایشان نگرفته است بلکه مردم دیگر پشت سر آقای هاشمی نماز نمی‌خوانند. در مجلس خبرگان هم این نمایندگان مردم بودند که دیگر به ریاست ایشان رای ندادند و آیت‌الله مهدوی‌کنی به جای ایشان رییس مجلس خبرگان شد. این درحالی است که نظام هنوز هم بنای حذف ایشان را ندارد و باز هم ایشان به عنوان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابقا شد.حتی بالاتر از این، آقای میرحسین موسوی هم بعد از پایان نخست‌وزیری‌شان توسط رهبری در مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد و بعد از سال 88 هم رهبری ایشان را حذف نکردند تا دوره عضویت‌شان در مجمع به پایان رسید. نظام حتی بنای کنار گذاشتن ایشان را هم نداشت. ولی موسوی با عملکردی که در فتنه داشت جزو سران فتنه شناخته شد و از قطار نظام پیاده شد.

اینکه آقای خاتمی پس از پایان ریاست‌جمهوری در جایگاهی قرار نگرفت، به دلیل این نبود که نظام بخواهد ایشان را تبدیل به اپوزیسیون کند. اما به هر حال عملکرد هشت‌ساله ایشان در دولت اصلاحات مسائلی داشت نظیر عقب‌نشینی در بحث هسته‌یی، جان گرفتن جبهه ملی و نهضت آزادی و بهایی‌ها و کار به جایی رسید که نهضت آزادی با وجودی که امام آنها را طرد کرده بود جرات پیدا کردند و در انتخابات تهران لیست دادند. هرچند که مردم به آنها رای ندادند اما به هر حال این اتفاقات افتاد ولی باز هم رهبری با وجود همه این مسائل هشت سال ایشان را تحمل کردند. بعد از پایان ریاست‌جمهوری هم نظام ایشان را حذف نکرد اما آقای خاتمی خودش در فتنه 88 نقش‌آفرینی کرد و از آنها حمایت کرد. در عین حال ایشان باز هم حذف نشد و تصمیم گرفت از اپوزیسیون فاصله بگیرد. همین که در ساعات آخر انتخابات اخیر ایشان در دماوند رای دادند نشان می‌دهد که آقای خاتمی می‌خواهد برای ایجاد تغییر و رفرم در نظام، داخل نظام باقی بماند. هرچند که به دلیل این رفتار هم مورد انتقاد دوستان اصلاح‌طلب خود قرار گرفت اما به هر حال اینها نشان می‌دهد که نظام بنا بر جذب حداکثری و دفع حداقلی دارد نه اپوزیسیون‌سازی. 

آقای خاتمی و آقای احمدی‌نژاد نقدپذیر هستند و به همین دلیل از ابتدای کار دولت‌شان از آنها انتقاد می‌شد. البته در یکی، دو سال اول دولت آقای خاتمی، اطرافیان ایشان سعی می‌کردند مانع نقد عملکرد دولت شوند ولی ایشان تاکید داشت که نقد‌ها بیان شود. در دولت آقای احمدی‌نژاد هم که از زمان آغاز به کار تاکنون از سیاست‌های خارجی و داخلی ایشان انتقاد شده است. اما دوران آقای هاشمی این‌طور نبود و به دلیل روحیات آقای هاشمی نقد کردن دولتش امکان نداشت.

البته این انتقادات مربوط به بعد از رفتن این افراد از مناصب اجرایی نمی‌شود، کما اینکه در همان دوره آقای هاشمی هم گرچه افراد نمی‌توانستند نقد کنند ولی شخص مقام معظم رهبری در حضور هیات‌ دولت و در مقابل دوربین‌ها اشرافی‌گری آن دولت را نقد می‌کردند. ایشان می‌گفتند نمی‌شود اگر کسی کراوات زد و در کاخ نشست او را تقبیح کنیم ولی اگر کسی با ریش در کاخ نشست بگوییم چون ریش دارد، اشکالی ندارد. به هر حال مشخص بود که مخاطب این سخنان رهبری چه گروهی بودند. درباره آقای خاتمی هم از ابتدا نسبت به مبانی غرب‌گرایانه تفکر ایشان ایراد و انتقاد مطرح بود. آقای خاتمی می‌گفت تنها راه پیشرفت از غرب می‌گذرد و برای رسیدن به پیشرفت باید خرد غربی و منش آنها را بپذیریم یعنی از فرق سر تا نوک پا باید غربی شد. در دولت آقای احمدی‌نژاد هم بحث انحراف قبل از سال 88 کم و بیش مطرح بود. اظهارات سخیف مشایی درباره دین و ارزش‌های دینی در همان اواخر ریاست‌جمهوری نهم مطرح شده بود. وقتی در دولت دهم بحث معاون اولی مشایی و ایستادگی احمدی‌نژاد در مقابل حکم مقام معظم رهبری درباره معاون اولی پیش آمد، موضوع جدی‌تر شد. ما از همان سال نقد مشایی را شروع کردیم. بعد هم خود آقای احمدی‌نژاد را به خاطر خانه‌نشینی و حمایت از مکتب ایرانی و عدم پیگیری مقوله فرهنگ نقد کردیم.

اگر احمدی‌نژاد تا آخر در چارچوب نظام بماند. بی‌تردید نظام از تجربیاتش استفاده می‌کند ولی اگر مانند برخی روسای جمهور سابق از نظام فاصله بگیرد، همان سرنوشت برایش رقم خواهد خورد.اما مساله مشایی فرق می‌کند. او منحرف است و به مجرد اینکه عمر این دولت تمام شود کسی به او اجازه نخواهد داد که در این نظام باقی بماند.


از محمود کبیر تا احمدی نژادی که پیامبر نبود!


یک نفر از این همین هیأت به من گفت... وقتی که شروع کردی بسم الله و اللهم گفتی ...من دیدم یه نوری اومد این‌جوری تو رو احاطه کرد..

اسلام آبادپرس:این قسمتی از یک فیلم ویدئویی بود که به دیدار احمدی نژاد و آیت الله جوادی آملی نسبت داده شد. ویدئویی که در آن احمدی نژاد به نقل از یکی از همراهانش در اولین سفر خود به سازمان ملل از "هاله نوری" گفت که هنگام سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل دورش را گرفته بود. هر چند این موضوع با تایید دفتر آیت الله جوادی آملی همراه بود اما احمدی نژاد هیچگاه این موضوع را رسما و مستقیم تکذیب نکرد.

از طرفی مشخص نشد  "یکی از همراهان" احمدی نژاد چه کسی بود که چنین نوری را اطراف رئیس جمهور دید اما این ماجرا را باید اولین تملق احمدی نژاد دانست. تملقی که به گفته سلیمی نمین " وی را متوهم کرده است"

اما اگرچه صحت "هاله نور" مبهم
رحيمي روز ۱۷ خرداد ماه سال ۸۵ در جلسه اي در حضور احمدي نژاد گفت: یکی از مسلمانان سوریه اعتقاد داشت اگر بنا بود بعد از پیامبر، پیامبری بیاید، آن احمدی نژاد بود!
ماند ولی احمدی نژاد نه تنها طی سالهای ریاستش هیچگاه بر صورت متملقانش خاک نپاشید بلکه گاهی با "لبخند و سکوت" با متملق برخورد کرد.

آخرين نمونه این نوع برخورد در نشست مشترک هیئت دولت و مسئولان اجرایی کشور بود كه احمدي نژاد با لبخند و سکوت به لقب "محمود کبير" مفتخر شد.

البته تملق هاي بيجا و بعضا غيرواقعي و استقبال رئيس دولت از آنان مربوط به همين يكي دو سال اخير نيست بلكه سابقه اين روند به اولین سال تشکیل دولت احمدی نژاد می رسد.

 در آن سالها و در روزهایی که طرفداران احمدي نژاد در حال تعریف و تمجید از او بودند، سخنان متملقانه رئیس دیوان محاسبات کشور گوی سبقت را از بقيه ربود. رياست ديوان محاسبات در آن زمان بر عهده محمدرضا رحيمي ، معاون اول فعلی رئیس جمهور بود.

رحيمي روز ۱۷ خرداد ماه سال ۸۵ در جلسه اي در حضور احمدي نژاد گفت: یکی از مسلمانان سوریه اعتقاد داشت اگر بنا بود بعد از پیامبر، پیامبری بیاید، آن احمدی نژاد بود!


اهداء بازوبند پهلوانی پس از هشتصد سال به یک غیرپهلوان

هرچند در آن روزها بازار تعريف و تمجيد از احمدي نژاد حسابي گرم بود و حتي خود رئيس جمهور هم كاسه اين آش را داغ تر مي كرد اما این سخنان محير العقول اعتراض غلامحسین الهام سخنگوی آن روزهای دولت
فرماندار همدان، روز ورود احمدی نژاد به این شهر را با شب قدر مقایسه کرد!
را در پي داشت.

اعتراضاتي كه نه تنها موجبات شرمندگي رئيس ديوان محاسبات وقت را فراهم نكرد بلكه چند روز بعد الهام را با پاسخ شديد اللحني مواجه ساخت.

شايد دليل اين پاسخ شديد اللحن دفاع تمام قد احمدي نژاد از خط قرمز كابينه اش بود كه حتی وضعیت مدرک وي و شركتش در يك پرونده قضايي بزرگ هم نتوانسته رحيمي را از سر جايش بلند كند.
بعد از آن بود كه هر كدام از منسوبين دولت به نوبت؛ زبان به مدح احمدي نژاد باز كردند تا جائي كه فرماندار همدان، روز ورود احمدی نژاد به این شهر را با شب قدر مقایسه کرد!

البته استانداران کرمان و گیلان پیشکسوتان فرماندار همدان در تملق جناب رئيس جمهور بودند چرا كه دی ماه گذشته و پس از زلزله شهرستان ریگان، استاندار کرمان مدعی شد مردم معتقدند نصب عکس محمود احمدی نژاد باعث شد دیوار یکی از منازل مناطق زلزله زده تخریب نشود!




دیواری که عکس احمدی نژاد علت عدم ریزش آن در زمان زلزله شد!

۷ ماه پس از آن افاضات تاریخی و در مرداد ماه گذشته، نشست مشترک هیئت دولت و مسئولان اجرایی کشور که با حضور استانداران، معاونین
نصب عکس محمود احمدی نژاد باعث شد دیوار یکی از منازل مناطق زلزله زده تخریب نشود!
و ۲ نفر از مسوولین اجرایی هر استان در محل مجلس سابق برگزار شد، با شاهکارهایی بالاتر از شاهکار استاندار کرمان همراه بود!


بنا به رسم ساليان گذشته اول مداح احمدي نژاد رحيمي بود كه حالا ديگر سمت معاون اولي رئيس جمهور را هم به عهده داشت. ثمره هاشمی هم كه شايد نمي خواست از قافله عقب بيفتد طرح هدفمندی یارانه ها را صرفا ایده احمدی نژاد دانست و گفت كه اين طرح نتیجه پیگیری های شخص رئيس جمهور بوده است. و نكته قابل توجه لبخند مليح احمدی نژاد پس از سخنان ثمره بود!
با لبخند احمدی نژاد ، مهدی سعادتی استاندار گیلان در جمله ای تاریخی احمدي نژاد را به لقب محمود كبير مفتخر كرد !

بعد از سخنان استاندار، طبيعتا همه منتظر واكنش منفي و عكس العمل شديد آقاي رئيس جمهور بودند.
همه منتظر بودند تا ببينند احمدي نژادي كه سابقه عزل‌هاي بي درنگ و ناگهاني را در كارنامه خود دارد، با استاندار چه مي كند! اما عدم واكنش منفي رئيس دولت باعث شد تا چند روز بعد، گروهي ديگر او را با «مختار ثقفي» مقايسه كنند؛ لقبي كه باز هم با عدم واكنش رييس‌جمهور مواجه
مهدی سعادتی استاندار گیلان در جمله ای تاریخی احمدي نژاد را به لقب محمود كبير مفتخر كرد !
شد. البته ماجرا به همين جا هم ختم نمي شود و ردپاي اينگونه سخنان متملقانه را مي‌توان در فيلم مستند "ظهور نزديك است" نيز جست‌ و جو كرد.


از همه اينها گذشته آنچه شائبه نگاه مثبت احمدي‌نژاد به «متملقان» را بين مردم ايجاد كرده، اخراج سريع و شتابزده منتقدان ديدگاه‌هاي اوست. واقعا دليل اينكه آقاي رئيس جمهور كمترين انتقادي به خود را حتي در حد نظرات كارشناسي اطرافيان برنمي تابد چيست؟ چرا احمدي نژاد حتي بدون داشتن جايگزين، منتقدان نظرات و اعمال دولت را عزل و اخراج مي‌كند، اما درباره چاپلوسان و متملقاني كه گويا برايش مسابقه لفّاظي گذاشته‌اند، سكوت مي‌كند؟

مگر نه اينكه حضرت علي (ع)، چاپلوسي را بعد از تفرقه، دومين آفت حكومت خوانده‌است؟
مگر نه اينكه پیشوایان اسلام نه تنها از چاپلوسی و ستایش نابجا بیزار بودند، بلکه مدح آمیخته به تملق را نیز عیب اخلاقی می شمردند؟
مگر نه اينكه آنان در برابر رفتار و گفتار ذلت باری که با غرور و شرف انسانی مغایر بود، سکوت نمی کردند و اگر کسی مرتکب چنین عمل خلافی می شد، از او انتقاد می کردند؟

اینها سوالاتی است که همچنان پاسخی نمی توان برای آن یافت.



ارسال توسط اسلام آبادپرس

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت